پنج

متن مرتبط با «خاطر که حزین باشد» در سایت پنج نوشته شده است

که تموم بشه فاصله ها !

  • نیلوبلاگ

    تا حالا احساس ِ کافی نبودن کردین؟ واکنش تون چی بوده بهش؟ اون اولین جرقه کذایی که توی ذهنتون خورد و تهش رسید به کافی نبودنتون ، چقدر تونستین جلو شو بگیرید؟ اصلا باید چیکار کرد وقتی فکر میکنی به اندازه ی کافی ، خوب نیستی؟ :") اولین باری که احساس ِ کافی نبودن کردم ، 92ی کذایی بود. احتمالا اردیبهشت بود مثل ِ حالا! دومین بار دیروز بود. از حجم ِ سیاه بودنش همین بس...

    ادامه مطلب
  • تو را به اندازه ی تمام کسانی که ندیده ام ، دوست دارم !

  • نیلوبلاگ

    + هندزفریم دیروز گم شده بود و بعد از 12 ساعت در به در گشتن ، و زیر و رو کردن ِ تمام اتاقم - که مصداق ِ بارز ِ شتر با بارش گم میشه ( :| ولی من گم نمیشم :| البته که من فینگیلم :/ تا مشتی باشد بر دهان استکبار :| ) – و ریختن ِ همه ی لباسا و زیر تخت و پشت ِ تخت ( تخت من به دیوار چسبیده :| ) و اونور و اینور ِ تخت و کلا همه جا ، وسط مرحله ی آنافاز میتوز بودم که دست کردم توی جیب ژاکتم ، دستمال کاغذی بردارم و دیدم اونجاست :| امروزم گره خورده :| ینی در واقع یه خط تایپ میکنم ، به نگاه به گره میندازم و میرم سطر بعد :| + به همین برکت ، اگه من یه بار دیگه خواب واو. رو ببینم ، خودمو از زندگی ساقط میکنم ! :| واو. معلم ادبیات مون عه ! منم خیلی دوسش دارم خب ! هم خودشو ، هم تفکرشو ، هم درسشو و هم زنگشو ! کلا ش...

    ادامه مطلب
  • اینایی که یه هفته یه هفته پست میذارن ... *

  • نیلوبلاگ

    + داشتم امروز با مامان صحبت میکردم ، وسطش گفت :" تو دختر ِ خیلی خوبی هستی ! ولی کنکور و امسال تو رو خیلی زود جوش و گاهی بد اخلاق کرده ! " =)))) یه سری ویژگی های دیگه هم گفت ، ولی خب بماند =) راست میگه :دی هم زود جوش شدم ، هم بد اخلاق =) ینی شاید یک چهارم ِ اوقات ، خوش اخلاقم فقط =)خوش اخلاق و بقولی رنگی و شاد و با اعتماد به نفسی ستودنی ! یک چهارم دیگش استرس دارم ! و یک چهارم ِ دیگه ی دیگش هم بد اخلاق و غرغرو میشم و آخرین یک چهارم هم اعتماد به نفسم صفر میشه و خودمو ملامت میکنم هی :| + دارم میشم همون بَح بَح ِ رویایی :دی بح بحی که ظهرا نمیخوابید و بعدش با سردرد از خواب بیدار نمیشد و بح بحی که خعلی خفن و موفق بود ! =) فقط مچکر میشم اگه زود تر یه نشونه ای چیزی ببینم که بدونم دارم راهو درست میرم...

    ادامه مطلب
  • من که عید بشه میرم پتومو میکشم روم و میخوابم فقط =))) والا !

  • نیلوبلاگ

    + این بند یکم مسخره اس :دی اگه حوصله ندارین ؛ نخونینش =) خوب سر ظهر دیدم خونه خیلی آروم و ساکته ؛ و بابا و مسعود هم دارن به کاراشون میرسن ، منم از فرصت سو استفاده کردم و رفتم لباسی که برای مهمونی ِ خونه ی صالح اینا در نظر داشتم ، پوشیدم و اومدم نظر مامان رو بپرسم =) بماند که چقدررر حالم گرفته شد در حین پوشیدنش :| پایین تر توضیح میدم حالا :| گذاشتن ِ پای ِ اینجانب به پذیرایی همانا و یهو جست زدن ِ بابا و مسعود هم همانا :| یه چیزی رو بگم الان :دی من کلا به نظر ِ هیچ مردی در دنیا من باب ِ لباس و اینا اعتقادی ندارم =))) اصلا درک نمیکنن خب :| بقولی اونا مو میبینن و ما پیچش ِ مو -_- حالا میگم مامان خوبه ؟ =) بنظرم باید یه دامن برم بخرم برای زیر مانتوم =) مامان در حالیکه داره فکر میکنه ، مسعود می...

    ادامه مطلب
  • خاطر که حَزین باشد !

  • نیلوبلاگ

    ننوشتن هیچ دلیل خاصی نمیخواد. واقعا دلیل نمیخواد.گاهی مثلا اونقدر حرف داری که انتخابشون برای نوشتن سخته. گاهی هم اونقدر بی حرف هستی که نمیدونی چی بنویسی. ولی دوست داری حتما بنویسی!! شایدم مثلا آدم از کسی که احساس خوبی بهش داره ( احساس خوب داشتن فقط احساس خوب داشتنه ! نه بیشتر ! جنسیت هم مطرح نیست! نوع ِ هر دوست داشتنی هم فرق میکنه! این از اون مدل نیست ! ) یه چیزی میشنوه که کلا هر چیزی که میخواست بنویسه رو فراموش میکنه و زانوی غم بغل میکنه که چرا ! چرا اینو گفت ! و شاید حتی مضحک باشه که چند دقیقه بعد از اینکه اون حرفا رو زد ، آدم بخواد گریه هم کنه ولی نتونه ! چرا ؟ چون زشته ! چون گریه کردن بخاطر ِ یک جمله ، یک تغییر نگاه ، یک حرف از سمت آدمای مستثنای زندگیمون ، خنده داره واقعا برای بقیه ! ولی...

    ادامه مطلب
  • فقط اونجا که گفت " ? bahare! What do you do if you had a bad day "

  • نیلوبلاگ

    اینکه نمیخواستم به فلانی اون حرفا رو بزنم ، ولی زدم و روش هستم هنوزم! حرفایی نبود که از روی بخار معده باشه یا چمیدونم چرندیات و خزعبل. گفتم چون دیر یا زود باید یاد میگرفتم رک باشم. با هرکسی ! پشیمون نیستم از گفتنش ولی خوشحال هم نیستم! شایدم چون عادت نداشتم! بقدری غیر منتظره بود برای بقیه که میترا بعدش بهم گفت :" گفتم هر لحظه اس بزنی زیر گریه! " ولی من اون لحظه اصلا بغضم نگرفته بود و برعکس خیلی هم محکم حرفمو زدم و حتی سعی میکردم صدام نلرزه و راست بایستم ! یجوری بد و سنگدل شدم که متنفرم از اینی که الان هست! من هنوزم همون کسی رو دوست دارم که ناز نازی باشه! نه این ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    خاطر که حزین باشد | خاطر كه حزين باشد | دانلود آهنگ خاطر که حزین باشد |