پنج

متن مرتبط با «هشت پا به انگلیسی» در سایت پنج نوشته شده است

هم اتاقی ِ فاقد شعور زندگی ِ جمعی به پستت نخورده، بفهمی چی میگم :))

  • نیلوبلاگ

    + پیروزم پنج شنبه 5 صبح در حالیکه من از خستگی بیهوش شده بودم ، رفت فرودگاه که بره شهرشون و 9 صبح درحالیکه من همچنان از شدت خستگی بیهوش بودم، رسید :( من کل 5 شنبه و جمعه رو رفته بودم توی راه پله ساختمو...

    ادامه مطلب
  • بهار بهار :)))

  • نیلوبلاگ

    سر ظهر ، شاید ساعت 12 مثلا ، با مامان و بابا راه افتادیم بسمت حرم :) سال ِ تحویل های حرم ، حس ِ خوبی همیشه داشته ! توی راه ، به تمام ِ روزهای رفته فکر میکردم. به تمام روزها ، شبها ، تصمیم ها ، کارایی که کردم تا امروز . به طرز تفکرم فکر کردم. 95 خیلی تغییرا برای من داشت. اونقدری که از من کسی رو ساخت ...

    ادامه مطلب
  • تو را به اندازه ی تمام کسانی که ندیده ام ، دوست دارم !

  • نیلوبلاگ

    + هندزفریم دیروز گم شده بود و بعد از 12 ساعت در به در گشتن ، و زیر و رو کردن ِ تمام اتاقم - که مصداق ِ بارز ِ شتر با بارش گم میشه ( :| ولی من گم نمیشم :| البته که من فینگیلم :/ تا مشتی باشد بر دهان استکبار :| ) – و ریختن ِ همه ی لباسا و زیر تخت و پشت ِ تخت ( تخت من به دیوار چسبیده :| ) و اونور و اینور ِ تخت و کلا همه جا ، وسط مرحله ی آنافاز میتوز بودم که دست کردم توی جیب ژاکتم ، دستمال کاغذی بردارم و دیدم اونجاست :| امروزم گره خورده :| ینی در واقع یه خط تایپ میکنم ، به نگاه به گره میندازم و میرم...

    ادامه مطلب
  • 60 رادیکال دو و چند روایت معتبر از یک شنبه ی طلایی !

  • نیلوبلاگ

    + -_- خب باعشهxa0 :| ایشه -_- فرانک و غزاله متنفق القول بر این عقیده اند که "خیلی نازک نازنجی شدیاااااا جدیدا! " حتی فرانک میگفت پوستت کلفت تر از این حرفا بود قبلا -_- هوم ! شایدم ! :| غزاله دیروز پوکر فیس بود در مقابل زجه ها و مویه های من برای اون حرف -_- و فرانک هم گفت طرف اصلا شوخی کرده و با توجه به سابقه ی طولانیم در "فدای سرم " گفتن به بلایا ، باید به اینم میگفتم فدای سرم ! -_- یکی نیست بگه حالا اون یچیزی گفت :| تو چرا ناراحت شدی :| میبینی که نصف حرفاش شوخیه :| و اگر چیزی داره میگه بقول خود...

    ادامه مطلب
  • یک شنبه ی خود را چگونه گذراندید؟ + ادامه ی گزارش :دی

  • نیلوبلاگ

    وی از همان دقایق ِ اولیه ی شروع ِ یک شنبه ، مشغول ِ حل ِ تمارین ِ فیزیک بوده و تا پاسی از شب بیدار بود. که در نیمه ی تست ها ، به سرش زده و مینیمالی شبانه تراوش کرد و بلافاصله آنرا شیر کرد. سپس خستگی بر او چیره شده و راس ِ 3 بامداد ، در بستر آرمید! صبح ِ آن روز را بشکن زنان آغاز کرده و زنگ اول با آقای صاد. - که فینگیل لبخند هایی از روی استهزا و تمسخر به آن دبیر ِ گرانمایه زده و کلهم اجمعین وی را جلبک فرض کرده – طی شد . زنگ دوم خداوند ِ باری تعالی آن بانو را مورد رحمت خود قرار داده – چرا که تمرین ...

    ادامه مطلب
  • دوشنبه نوشت ولی سه شنبه منتشر شد :دی

  • نیلوبلاگ

    + اگر دیدید یه کنکوری ِ بدبخت ِ فلک زده ی از همه جا مونده و از همه جا رونده حتی ( ؟! ) به اون شکلی که قابل نوشتن نیست ، داره به طرز مصمم واری درس میخونه ، شما حتی اگر برنج ِ هفت خورشته هم درست کرده بودید ؛ نباید صداش کنین که "فینگیــــــــــل بیا ناهار :| فینگیــــــل بابات منتظره :| فینگیـــــل غذاتو گرم نمیکنما :| فینگیــــــــل میشنوی صدامو ؟ :| " بعد نتیجه میشه همینی که الان مشاهده میکنید و بازم قابل گفتن نیست. xa0 + ظهری وسط نماز ظهر و عصر ، داشتم حرف میزدم با خدا ! حرف نه ! درد و دل! سرمو ...

    ادامه مطلب
  • هشت

  • نیلوبلاگ

    اَنـــار آن است که به دست ِ مامان ، دون شود [ نقطه ] ^.^...

    ادامه مطلب
  • چشمام برات همیشه به آسمــــونه* :)

  • نیلوبلاگ

    + بعد اینکه همش با خودت فکر میکنی چرا و وات د فاز ؟ -.- + داریم کسی رو که سه روز در به در دنبال خودکار بنفشش میگرده و پیدا نمیشه و در یــک عصــر ِ سرد و سوزناک مهرماه به قصد خریدن یکی عین ِ همون وارد مغازه میشه و همه چی – اعم از اون برچسب یا استیکر یا عکس برگردون یا هر چی که شما میگین بهشxa0 و دفترچه قارچ خور و لیوان کیتی – میخره و آخرش یادش میاد که عه! خودکار رو یادم رفت! :| بعد باز دوان دوان میره جای خودکارا و یکی عین ِ همان عزیز ِ از دست داده برمیداره ! :| + حالا که حرفش شد بیایم همینجا بهم ق...

    ادامه مطلب
  • محکومه به خوب بودن !

  • نیلوبلاگ

    و همانا کنکور خاصیتی دارد که با وجودش دیگر نه تنها اینستا گردی و وبلاگ خوانی و کامنت گذاشتن و شرارت ، بلکه دیگر فیلم دیدن و خرید هم به آدم نمی چسبد!xa0 xa0 xa0 + پانوشت : 16 تیر کنکوره !!!! T_T xa0به همین برکت قسم من هنوز صد در صد تنظیم نکردم زندگیمو با کنکور :| دقیقا 35 - 34 هفته تا کنکور !!! الان در مرحله ی سفت کردن بند کفشم هستم و از جمعه عصر ( شنبه خز شد :| ) بدو بدو میکنم -_____- برای فینگیل آرزوی موفقیت کنید به درگاه باری تعالی -_< xa0 + مناجات های فینگیلچه : خداوندا همانا تو فریاد و ف...

    ادامه مطلب