چهارصد و پنج ز تِرَجِدی :|

خرید بک لینک

+ امروز زنگ شیمی با آقای صاد ، هر چیزی یاد گرفتیم جز حل مسائل سنتیک شیمیایی ! :| کل درس رو با مثال " کیک " یاد داد! یهو وسط سوال ها زد توی جاده خاکی و گفت :" مثلا دو تا ماشین داریم که هر دو مقصدشون تهرانه! یکیش تا سمنان با سرعت 40 میره و از سمنان تا تهران با 60 تا! و اون یکی هم کل مسیر رو با سرعت 50 تا ! حالا کدومش زود تر میرسه ؟ " :| به همین سوی چراغ جوابشو خودشم نمیدونست و اصلا هر چقدر فکر میکنم ، ربطی بین این مثال و سنتیک نیست! :| آخر سوال هم دید هر کس یه چی میگه و گفت :" میدونین سعدی چی میگه ؟ سعدی میگه که رهرو آن نیست گَهی تند و گَهی خسته رود ! رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود . " بازم ربطی بین این شعر و سنیتک پیدا نکردم :| #شیمی به فنا میرود برنامه ی امشب سینما های تهران و شهرستان ها :|

+ چیگد من از همون جلسه ی اول بهتون گفتم آقای قاف. خوبه و فلانه و بهمانه ! -_- چیگــــد ! :) امروز یهویی کوییز گرفت و گفت هر جلسه کوییز خواهد گرفت ! عایا این ویژگی ِ یک معلم خوب و پخته نیست ؟ ^.^

+ عایا شما هم از ذوق مرگی ِ انسان های خوب ، ذوق میکنید ؟ یا فقط فینگیل اینطوریه ؟ :)))) آخر کلاس از آقای قاف. درباره ی سه قلو هاش پرسیدیم :) آنچنان با ذوق تعریف میکرد که انگار همین دو ساعت پیش به دنیا اومدن ^.^ خوب من مُردم فقط :))))

+ به سمع و نظرتون باید برسونم که آنچنان پوشه ای برای جزوه چه های آقای میم. درست کردم که تحسین ِ شخص ِ پوشه دارشون رو بر انگیخت ! ^_^ ( آیکون ِ فینگیلی که اونم پوشه داره تازشم :) )

+ از راه برگشت به سمت خونه ، وقتی با زهرا منتظر بودیم که فرناز و نیکتا بیان و سوار سرویس شیم و بریم خونه ؛ خیلی اتفاقی دلم هوای اون شعبه و مریم و سارا (هم سرویسی پارسالیا که امسال سوم اند ! :پی ) رو کرد و با خودم گفتم تا فرناز و نیکتا بیان ، منم میرم اون شعبه و برمیگردم ! و شما دختری رو تصور کنید که با یه کوله پشتی ِ سنگین و بین ِ اون همه ماشین داره بدو بدو میکنه وسط خیابون و بعد از 200 – 300 متر ، میرسه اون شعبه و از قضا دقیقا سرویس سارا و مریم هم یکیه امسال و سارا رو درحالی که داره سوار میشه از اونور ِ خیابون صدا میکنه و صحنه ای بس هندی وار را دم در مدرسه رقم میزند ! :پی ( #فینگیل هندی ) اونقدر ذوق کردیم از دیدن هم که انگار هر کدوممون شیش ماهه قرنطینه بودیم ! :)))) بعدشم کلی دست و جیغ و اینا وسط خیابون =) و تشویق کردن حتی ! اشک داشت ذوزنقه میزد که دیگه یادم افتاد باید برگردم اون شعبه و بدو بدو برگشتم و بهشون گفتم یروز که بیکار بودم با نیکتا میایم اون شعبه ! :)

+ خط قرمز های خودتون رو داشته باشید و به هیچ کس اجازه ندید اونا رو بشکنه ! حتی اگر لازم شد بهش تذکر جدی بدید !

پنج...

ما را در سایت پنج دنبال می‌کنید

برچسب: چهارصد و پنج,پژو چهارصد و پنج,چهارصد پنج,قیمت پژو چهارصد و پنج, نویسنده: بازدید: 64 تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 10:16

صفحه بندی